|
آسمان رنگ خدا گشت بيا پر بزنيم
اي عشق واقعی
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي دل زتنهايي به جان آمد خدا را همدمي چشم آسايش كه دارد از سپهر تيزرو ساقيا جامي بمن ده تا بياسايم دمي زيركي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت صعب روزي بوالعجب كاري ، پريشان عالمي سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه تركان فارغست از حال ما ، كو رستمي ؟ در طريق عشقبازي امن و آسايش بلاست ريش باد آن دل كه با درد تو خواهد مرهمي اهل كام و ناز را در كوي رندي راه نيست رهروي بايد جهان سوزي نه خامي بيغمي آدمي در عالم خاكي نمي آيد بدست عالمي ديگر ببايد ساخت وزنو آدمـــــــــي خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم كز نسيمش بوي جوي موليان آيدهمي گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق ؟ كاندرين دريا نماند هفت دريا شبنمی
وقتی که گل در نمیاد سواری این ور نمیاد
کوه و بیابون چی چیه وقتی که بارون نمیاد ابر زمستون نمیاد
این همه مجنون چی چیهحالا تو دست بی صدا دشنه ما شعرو غزل
قصه مرگ عاطفه خوابهای خوب بغل بغل
انگار با هم غریبه ایم دوری ما دشمنیه
کاش من وتو میفهمیدیم اومدنی رفتنیه*****کسی حرف منو انگار نمیفهمه
مرده زنده خواب و بیدار نمیفهمه
کسی تنهایی مو از من نمی دزده
درد ما رو در و دیوار نمی فهمه
واسه تنهایی خودم دلم میسوزه
قلب امروزی من خالی تر از دیروزه |
آخرین عناوین وبلاگ (15 مطلب آخر) |
.jpg)




L o v


